عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
123
رساله افيونيه ( فارسى )
و از براى وجع كبد به آب و عسل هرگاه مرض كبد ، بارد باشد و از براى سدد به ماء الاصول « 1 » . و از براى مبطون « 2 » و صاحب اسهال به آب مورد اگر چه به آن ( مرتبه ) « 3 » رسد كه خود را ضبط نتواند كرد « 4 » . ( و از براى وجع خاصره به جلاب نيم گرم ) « 5 » . و از براى حصات به آب ترب بخورد كه آن را بريزاند . و از براى « 6 » مريض كه او را خواب نيايد به طبيخ خشخاش . و از براى تب لرز « 7 » با انيسون جوشانيده . و از براى زحير « 8 » به لعاب بزرقطونا و آب فاتر « 9 » . و از براى « 10 » بواسير به آب گندنا . ( براى ثقل لسان يك حبّه به آب سماق ) « 11 » . ( از براى غشى و غمى كه او را سببى معلوم نباشد به آب كاسنى ) « 12 » . و از براى جماع « 13 » با نخود آب . و از براى نقرس هر روز حبّهاى فرو برند . و از براى زنى كه نزايد و از درد زه « 14 » شكايت كند و پندارد كه اندرون شكم او پاره مىكنند حبّهاى با آب حلبه خورد . ( براى همّ و خوف به آب سپند ) « 1 » .
--> ( 1 ) . ل و آ : ديگر سدد به ماء الاصول ( 2 ) . ل و آ : مطبون ( 3 ) . ل و آ ( 4 ) . ل و آ : كه نتواند خود را ضبط كرد ( 5 ) . ل و آ ( 6 ) . ل و آ : ديگر ( 7 ) . ل و آ : ديگر تب لرزه ( 8 ) . ل و آ : تزحر ( 9 ) . ل و آ : + ديگر تبها به آب هرگاه با آن درد سر معده باشد ( 10 ) . ل و آ : ديگر ( 11 ) . ل و آ ( 12 ) . ل و آ ( 13 ) . ل و آ : قوت جماع ( 14 ) . ل و آ : از براى زنى نو زايد كه از درد